دوباره شد شب و من بی قرارم ، Connect کن , زود بیا , در انتظارم
بیا من آمدم پای Messenger شدم مسحور آوای Messenger
بیا Hard دلت را ما ببینیم
گلی از گنج Home Page ات بچینیم
بیا Icon نمای بی نشانم که من جز آدرس Mail ات ندانم
بیا امشب کمی Online باشیم و تا صبح Sun Shine باشیم
بیا ((انگوری)) بی تو غش کرد ، حتی Hard Disk اش هم Crash کرد
بیا ای عشق Dot Com عزیزم به پای تو W ها بریزم
مرا در انتظار خویش مگذار و پا زاندازه آن بیش مگذار
بیا ای حاصل Search جهانی بیا اجرا کن آن File نهانی
بیا در دل تو را کم دارم امشب. حدودا 100 مگی غم دارم امشب
اگر آیی دعایت می نمایم دعا تا بینهایت می نمایم
اگر آیی دعای من همین است و یا نقل به مضمونش چنین است:
مبادا لحظه ای DC شوی یار جدا از پای آن PC شوی یار
مبادا نام ما را پاک سازی و کاخ آرزو را خاک سازی
بمان تا جاودان اندر در من بمان تا حل شودهرمشکل من
روزي مرد بخيلي به يك موسسه لاغري مراجعه كرد تا لاغر شود.منشي به او گفت بفرماييد در چه سطحي مي خواهيد ثبت نام كنيد ؟ بخيل گفت : چه سطوحي داريد؟ منشي گفت : ما در اينجا در دو سطح ثبت نام مي كنيم يكي در سطح ويك (ضعيف) و يكي در سطح پاور(قدرت) اگر سطح ويك را انتخاب كنيد مبلغ ثبت نام يك ساعت و 1000 تومان است و اگر سطح پاور را انتخاي كنيد 2 ساعت و 3000تومان است . بخيل با خود انديشيد من كه زياد لاغر نيستم الكي چراسه هزار تومان بدهم و سپس سطح ضعيف را انتخاب كرد . وي را به مكاني در بسته هدايت كردند در آنجا دختر جوان و زيبايي ايستاده بود مسئول موسسه گفت : شما يك ساعت وقت داريد كه اين دختر را در اين مكان بسته گير بياندازيد ضمن اينكه با اين جست و خيز لاغر مي شويد اگر توانستيد او را كمتر از يك ساعت بگيريد باقي يك ساعت وي در اختيار شماست! پس بخيل بسيار خوشحال شد و بدنبال دختر دويد تا وي را بگيرد ولي دختر بسيار چابك بود و مرتب از دست وي فرار مي كرد تا اينكه بخيل در مكاني دختر را به چنگ انداخت ! اما هنوز اقدامي نكرده بود كه زنگ پايان يك ساعت به صدا درآمد! بخيل هر چه اصرار كرد كه پول يك ساعت اضافي را ميدهم و بگذاريد اينجا باشم افاقه نكرد و وي را از آن مكان بيرون كردند.بخيل با خود گفت : فردا استثنائا خساست را كنار مي گزارم و سطح پاور را انتخاب مي كنم و دو ساعت آن مكان را كرايه مي كنم تا يك ساعت را صرف گرفتن دختر كنم و يك ساعت را .... پس روز بعد پيش منشي آن موسسه رفت و 3000 تومان زد به روي ميز و گفت سطح پاور لطفا!!! بخيل را به همان مكان ديروز هدايت كرده و در را نيز از آنطرف قفل كردند . اما شخص بخيل اثري از دختر درآنجا نديد ناگهان چشمش به مردي بسيار هيكلي و درشت اندام خورد! بخيل وحشت زده پرسيد تو كيستي و آن دختر كجاست ؟ شخص هيكلي گفت : آن دختر مربوط به سطح ضعيف است و من مربوط به سطح پاور و حالا من دو ساعت دنبال تو مي كنم و تو نيز دو ساعت وقت داري كه خودت را از چنگ من نجات دهي و فرار كني و گرنه .........
روش زورکی: در این روش بچه های کوچکتر فامیل را به گوشه ای برده و به زور عیدیشان را تصاحب بفرمائید!
روش کلاهکی: در این روش باید به یک طریقی سر بروبچ فامیل را کلاه مالیده و عیدی شان را صاحب شوید.
روش یادکی: دراین روش شما باید بوسیله ی نشانه هایی یاد فامیل مورد نظر بیاندازید که عیدی را بدهد.
ــ (عیدی ما یادتان نرود.)
روش بحثکی:در این روش شما باید با آوردن یک سری دلایل منطقی،آوردن مثال و شعر از فامیل مورد نظر عیدی بگیرید!
ـــ ( نتیچه در کتاب چغال الزاویه می گوید:لکن عیدی را باید داد...!لذا شما هم عیدی مارا بده...!)
روش جیب بابایکی :در این روش شما باید یواشکی از جیب بابایتان پول برداشته و آن را پخش کنید.این روش باعث می شود باباهای بچه های مورد نظر هم به شما عیدی بدهند!
روش خواهشکی : در این روش شما باید با مظلوم نمایی و خواهش و التماس عیدی مورد نظررا أخذ نمائید...!
روش رککی: در این روش شما باید رک و پوس کنده عیدی خود را درخواست بنماید!
ـــ ( عموی گرامی ... احتراماً عیدی مارا فراموش نکنید و سریعاً بدهید!!!)
عمه خانم:دانشجويی که سه بار زبان پيش بگيرد.
سابقه دار .کسی که از 18 سالگی
تا 38 سالگی در دانشگاه تحصيل کند .
خشونت طلب:دشمن شماره 1 جامعه مدنی.استادی که تهديد کند همه را خواهد انداخت.
عمو يادگار:بابا بزرگ ،فسيل.دانشجويان وردی 68.
جواد:هوشنگ سابق،کسی که دانشگاه علوم پايه را 7 ترمه بگذراند.
گويند كه در ازمنه اي نه چندان قديم روزي پسري به خانه آمد و به مادر گفت: اي مادر عزيزتر از جون ! مرا درياب كه الان در حال حضرم . پس مادر آنچنان كه رسم مادران است به سينه بكوفت كه چه شده اي گل پسركم ! پسر نگاهي به مادر بكرد و گفت كه اگر چه حيا دارم ولي به تو بگويم كه امروز در محله مان چشمم براي اولين بار به اين دختر همسايه خورد و نگاه همان و عشق همان ! پس اينك از تو مادر بزرگوار خواهم كه به خانه آنها روي و او را به نكاح (عقد )من در آري كه ديگر تاب دوري او را بيش از اين درمن نيست !!! مادر نگاهي از سر دلسوزي به پسر بيانداخت و گفت : دلبركم من حرفي ندارم و بسي خوشحالم كه تو از همان ابتداي راه به جاي الاف شدن در خيابان و ولنگاري راه حيا در پيش گرفتي و ازدواج كردن اما بهتر است كه لختي درنگ نمايي كه اينگونه عاشق شدن ناگهاني را رسم ازدواج نشايد و اگر هم بشايد ديري نپايد!
پس پسر نگاهي زجمورانه به مادر بيانداخت و گفت مادرجان يا حال برو يا ديگر زن نخواهم كه اين ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند . پس مادر كه پسر خود را دوست همي داشت به سرعت چارقد خويش به سر كرد و به خانه همسايه رفت . در آنجا چشمش به سه دختر خورد يكي از يكي زيبا تر پس اس ام اس ( همان پيام ك ) بزد كه يا بني ! دراين منطقه ....
دخترا اصلا اين کارا رو نميکنن
دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن
هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است
هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن
تمام طلا جواهراشون اصل اصله
هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي دارن که
مرتبش مي کنن
بي اجازه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن
به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون باورکنين
انقدر خواستگار دارن که نمي دونن به کدوم جواب بدن
هميشه سر به زيرن اصلا به غريبه ها نگاه نمي کنن بعد ازدواج تازه مي فهمن حروم شدن تفلي ها خونه بابا شون همه چي داشتن
چشماشون رو اصلا لنز نمي زارن رنگش مادر زادي سبز و آبيه و خاکستري بنفش وزرد و قرمز
اینم اولین حدیث وب
ازاین به بعد هر آپ یه حدیث داره
حديث (1) امام رضا عليه السلام فرمودند:
تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا
به ديدن يکديگر رويد تا يکديگر را دوست داشته باشيد و دست يکديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.
(بحارالانوار،ج78،ص 347)